Page 202 - Afie-dar-mosht
P. 202
200افعی در مشت
روبروی نداشت! -و با وجود آن که تحقیق در احوال اسلاف و اعقاب خاندان رزو عمل
لغوی مینمود -زیرا عملا شجره نامه تبدیل بشناسائی ریشه خاندان رزو شده بود من از
آن بدم میآمد .زیرا میل داشتم بیست و چهار نسل کروموزومی را که قبل از من موجب
پیدایش اشخاص متفاوت گشته و نتیجه اش بمن رسیده بود بشناسم .اما علاوه براین،
تجسس در دفاتر آمار دولتی مثل معجزه لازار ،فی نفسه لذتی داشت زیرا ما بعد از هفده
قرن مشغول زنده کردن اموات مزبور بودیم حال آن که باحتمال قوی قبر اغلب آن ها از
بین رفته و زندگی دیگری جانشین اعقابشان گشته بود .باری در اثنائی که پدرم باهوش و
کیاست فطری خود ،بجمع آوری اسامی افراد خاندان رزو ،و برداشتن یاداشت و رونویسی
کردن تاریخ مرگ و تولد ایشان اشتغال داشت و رشته زندگانی ایشان را از لحاظ زمانی و
مکانی با یک دیگر پیوند میداد ،من در پشت سرش مشغول تفحص بیهوده ای در دفاتر
آمار بودم و دنبال اسم تعمیدی خاصی که بطور تصادفی روی مولودی گذاشته شده باشد
میگشتموباینمنظوردفاترراصفحهصفحهورقمیزدم.گاه رشتهموالیدومتوفیاتدفاتر
مزبور بطور ناگهانی متوقف میشد و چنان بنظر میرسید که در آن زمان مرض مسری
بزرگی رویداده که باعث اتلاف نفوس گردیده است .بعلاوه گاهی در میان صفحات آن،
دو ،سه ،پنج ،ده اسم متفاوت مشاهده میشد که متوالیا مورد استعمال واقع گردیده بود و
مثلا روی اسم پدری با تمام فرزندانش وجود داشت و این پدر یکی دوبار ازداج کرده بود
و بعلاوه پدرخوانده عده ای از اطفال دیگر هم بشمار میرفت! و گاهی جلوی اسم متوفائی
نوشته بود که «پس از انجام مراسم مذهبی در کلیسا دفن گردید!» و گویا این طفل ،از آن
اطفالی بود که نظایرش در دفتر زیاد مشاهده میشد و اغلب سر خیابان یا سرگذر آنها را
پیدا میکرند .این حوادث در میان هزارها حادثه ای که دفتر بموجب آنها بوجود آمده بود
جلوه چندانی نداشت و درست بچند گلبول از خونمان در میان میلیون ها گلبول دیگر می
ماندولیبدوشکهیچداستانوسرگذشتیوهیچرنگوروغنی نمیتواندشرحبدبختی
و پژمردگی آن گلهای کوچک نشکفته را وصف کند .و هنگام مطالعه در احوال این اطفال

