Page 197 - Afie-dar-mosht
P. 197

‫هروه بازن ‪195‬‬

‫و یک جفت کفش زرد رنگ میخریم زیرا فردی کفش زرد میخواهد و هر چه پدرم باو‬
‫توصیه میکند که کفش سیاه برایش بهتر است بگوشش فرو نمیرود و بعد عازم میشویم‪.‬‬
‫برنامه قبلا تعیین شده است‪ .‬ما مستقلا به ژر نمیرویم تا کنت دوپولی اطلاعاتی راجع‬
‫بحشرات دو باله بدهیم‪ .‬بلکه در حین عبور سعی میکنیم که از اجداد خود اطلاعات تازه‬

         ‫ای کسب نماییم‪ .‬اجدادی که بیشک نجیب تر و متشخص تر از ما بوده اند‪.‬‬
‫از چندی پیش آقای رزو علاقه غریبی بکسب علم شجره شناسی نشان میداد‪ .‬این‬
‫علاقه دقیقا از وقتی باوج شدت خود رسید که آقای رزو فهید خاندان ما اصولا از اعقاب‬
‫بارون چربه و فامیل دیگریست که فعلا در تاریخ بنام جالب توجه دوتانتون شهرت دارد‪.‬‬
‫چنانکه او میگفت دو خانواده مزبور در زمان خود حق داشتند که بعنوان علامت خانوادگی‬
‫خویش دو گل نرگس را بروی یک زمینه آبی استعمال نمایند‪ .‬چه چیز عجیبی! بدون شک‬
‫یکی از افراد خاندان دوتانتون بمناسبت خدمتی که در حق امپراطور فرانسه کرده بود‬

                                     ‫توانست بدریافت چنین امتیازی نایل آید‪.‬‬
‫این ادعا لاف و گزاف نیست زیرا بموجب قراین تاریخی معلوم شد که شخص مزبور‬
‫توانست در ایالات بوین‪ ،‬امپراطور فرانسه را از حادثه سوئی نجات بخشد و بدون شک‬
‫هم بر اثر این فداکاری دچار صدمات و جراحات زیادی گردید تا امپراطور با اعطای عنوان‬
‫خانوادگی‪ ،‬دو نرگس زیبا بروی یک زمینه آبی‪ ،‬باو موافقت کرد و بدین طریق خواست که‬

                                     ‫خاطره آن روز وحشتناک را جاویدان سازد‪.‬‬
‫فردی که گاه مراعات هیچ چیز را نمیکند عقیده دارد که نه تنها ممکن است که این‬
‫حادثه یک حادثه رزمی بوده باشد‪ ،‬بلکه هم چنین ممکن است که آن فرد شجاع خاندان‬
‫دوتانتون امپراطور را در یک مبارزه عشقی کمک کرده و خاطره جاویدانی در دل او باقی‬
‫گذاشته باشد ولی بهر حال مسلم است یکی از اسلاف ما از ندمای پادشاه بوده و در دربار‬
‫سلطنتی میزسته و ما خاندان رزو که از اعقاب آن بزرگوار هستیم‪ ،‬باید حق داشته باشیم‬
‫دوپوزه شیر را بر یک زمینه طلائی بعنوان علامت خانوادگی خویش استعمال کنیم زیرا‬
   192   193   194   195   196   197   198   199   200   201   202