Page 199 - Afie-dar-mosht
P. 199

‫هروه بازن ‪197‬‬

‫خانوادگی‪ ،‬دو نرگس زیبا بروی یک زمینه آبی‪ ،‬باو موافقت کرد و بدین طریق خواست که‬
                                     ‫خاطره آن روز وحشتناک را جاویدان سازد‪.‬‬

‫فردی که گاه مراعات هیچ چیز را نمیکند عقیده دارد که نه تنها ممکن است که این‬
‫حادثه یک حادثه رزمی بوده باشد‪ ،‬بلکه هم چنین ممکن است که آن فرد شجاع خاندان‬
‫دوتانتون امپراطور را در یک مبارزه عشقی کمک کرده و خاطره جاویدانی در دل او باقی‬
‫گذاشته باشد ولی بهر حال مسلم است یکی از اسلاف ما از ندمای پادشاه بوده و در دربار‬
‫سلطنتی میزسته و ما خاندان رزو که از اعقاب آن بزرگوار هستیم‪ ،‬باید حق داشته باشیم‬
‫دوپوزه شیر را بر یک زمینه طلائی بعنوان علامت خانوادگی خویش استعمال کنیم زیرا‬
‫این علامت در زمان لوئی شانزدهم برای خانواده ما برسمیت شناخته شد و با وجود آن‬
‫که موطنمان بطرزی غیر ارادی در عداد ایالات جمهوری خواه درآمد و با آن که با خانواده‬
‫های دیگر وصلت کردیم‪ .‬صلاح نیست که ازین اسم و رسم افتخار خانوادگی خویش‬

                                                            ‫چشمبپوشیم!‬
‫باری‪ ،‬از آن جا بملاقات چند تن از دوستان زمان جنگ آقای رزو میرویم زیرا شاید‬
‫تاکنون بشما گفته باشم پدر بزرگوارم در جنگ های بین المللی نیز رشادتهایی بخرج‬
‫داده است‪ .‬درینجا باید تذکر بدهم که آقای رزو در بدو انفجار مخاصمات بین المللی از‬
‫خدمت نظام معاف شد و در عداد سربازان احتیاط درآمد اما چون یکی از افراد خاندان رزو‬
‫نباید تن بذلت و خواری دهد بمحض شروع مخاصمه داخل ارتش گردید و برای همیشه‬
‫ما مجبور شدیم که ازاین اقدام رشادت آمیز او تمجید کنیم‪.‬باری آقای رزو داخل در جنگ‬
‫شد و مدالی هم گرفت‪ ،‬حالا هر وقت از خاطرات مبارزه خود در وردن صحبت میکند‬
‫گلویش پر باد میشود اما میگوید که وردن کک (چه حیوانات نفرانگیزی!) زیاد داشت و‬
‫او یک روز در حین خواندن سرود مار سبز (سرود ملی فرانسه‪.‬م) و سرود لامادلن مجروح‬
‫شد‪ .‬جراحت او در پشت بود و شما تصدیق میکنید که یک سرباز داوطلب چه قدر باید‬
‫رشادت داشته باشد تا پشتش گلوله بخورد علی الخصوص که به قول پدرم وقتی گلوله‬
   194   195   196   197   198   199   200   201   202   203   204