Page 201 - Afie-dar-mosht
P. 201

‫هروه بازن ‪199‬‬

‫هر محل‪-‬که اغلبتان هم از بدبختی مخالفت از عقاید پدرم هستند! ‪ -‬کار آسانی نیست‪.‬‬
‫در دفاتر اغلب اسمی از خاندان رزو دیده نمی شود و یا کارت ویزیت پدرم باعث تحریک‬
‫متصدیان آنها بجستجو و کاوش نمی گردد‪ :‬باین منظور گاهی حتی بشخص شهردار یا‬
‫آجودانش مراجعه می شود و مدت ها وقت تلف میگردد تا فلان دهقان سمج و لجوج و‬
‫بی اعتنا از ما وقع سر در بیاورد و اطلاعاتی درباره اجداد پدرم در اختیارمان بگذارد‪ .‬بدتر‬
‫از همه آن که هر کدام ازین متصدیان یک «پول جائی!» ناقابل هم می طلبند و اگر «پول‬
‫جائی!» مزبور بایشان داده نشود از قبول کار خودداری میکنند و بالنتیجه با بودجه صرفه‬
‫جوئی آمیز خانه آقای رزو جور در نمیآید‪ .‬ولی با این همه آقای رزو موفق می شود از این‬

                                                ‫امتحانات سربلند بیرون آید‪.‬‬
‫محرر شهرداری دوئه دولافونتن‪ ،‬شخصی است زیبا و ظریف‪ .‬او ریش کوچکی دارد و‬
‫پیراهن یقه شکسته ای پوشیده است اما اعتنائی باو امری که از مقامات بالاتر درباره پدرم‬

                                  ‫باو داده شده است نمیکند‪ .‬آقای رزو میگوید‪:‬‬
‫‪-‬این محررآدمبسیارفاضلیاستولیچونفراماسوننیست‪،‬بدبختبایدآنقدردر‬

                                                  ‫این جا بماند تا کپک بزند!‬
‫سه ساعت تمام ما روی دفاتر آمار کشیش نشین های دوئه خم شده و مشغول مطالعه‬
‫آن بودیم‪.‬در میان این دفاتر بنام چند تن از اجداد خود‪ ،‬از جمله لوئی رزوی معروف‬
‫که اغلب اطفال را«ثمره فعالیتهای» خویش میشمرد برخوردیم‪ .‬پدرم لاینقطع صفحه‬
‫برمیگرداند و در جستجوی افراد دیگری که مشهورتر و سرشناس تر باشند بود و از آن‬
‫جمله بامضای آنها دقت می کرد و سعی می نمود که اسامی کسانی را که دارای امضای‬
‫کج و معوج و پیچیده باشند پیدا کند و جالب توجه است که خودش هم ا مضای دسته‬
‫شمشیری و کج و معوجی داشت و امضایش بامضای دهقانانی که برای اولین بار قلم‬

                                                  ‫بدست میگیرند می ماند‪.‬‬
‫با وجود آن که تشکیل شجره نامه بزرگ کار بیهوده بود ‪ -‬زیرا اغلب شاخه های آن با‬
   196   197   198   199   200   201   202   203   204   205   206