Page 206 - Afie-dar-mosht
P. 206

‫‪ 204‬افعی در مشت‬

                                                        ‫بزودی خوابم برد‪.‬‬
‫صبح از خواب بیدار شدم و یا بهتر بگویم مارگریت از خواب بیدارم کرد و لیوان‬
‫شکلاتی را که چند شیرینی کره ئی در کنار آن قرار داشت برایم آورد او در حین گذاشتن‬

                                                             ‫سینیگفت‪:‬‬
                                            ‫‪ -‬حالت خوبست پسرجان؟‬
‫این صمیت فوق العاده او کمی مرا متعجب ساخت ولی آنرا ظاهر نکردم و مارگریت با‬
                                  ‫دلسوزی در آغوشم کشیده بوسید‪ .‬من گفتم‪:‬‬
‫‪ -‬مادموازل! الساو توضیحا عرض کنم که شما میدانید من تقریبا جوانی «نامشروع»‬
‫هستم و گلبرگی از گل سرخ بر سینه دارم که هیچ عاشقی بهتر از من نمیتواند محافظتش‬
‫کند‪ ،‬برای این گلبرگ من مخفیگاه مطمئنی پیدا کرده ام‪ ،‬آن هم بین دو شمائل مقدس‬
    ‫سن ترز و فرزند مسیح است که در کنار تصویر کلیسای ست دولور آویخته امش ‪.‬‬
‫بعد از دوئودولافونتن ما به وهیه و سپس به ترمانتین رفتیم و در دو محل مزبور هم‬
‫گرد و خاک دفاتر آمار قدیمی ادارات شهرداری را پاک کردیم‪ .‬ساعت هشت و ربع کم‬
‫بود که محرر اداره شهرداری شهر اخیر ما را از عمارت شهرداری بیرون کرد و مجبور‬
                                          ‫شدیم برای خوابیدن به شوله برویم‪.‬‬
‫دو روز دیگر را هم بهمین طریق در دوسور ورانده گذراندیم و تمامی آن را بوق زدن‬
‫کاغذهای زرد و چروکیده دفاتر اداره آمار شهرداری طی نمودیم و آنگاه داخل خطه‬
‫شارانت شدیم‪ ،‬در حالی که اطمینان داشتیم که در این ایالت دیگر نام و نشانی از اجداد‬
‫خود نخواهیم یافت ایالت شارانت یک ایالات جنگلی است و در مجاورت آن ایالت‬
‫دیگری بهمین نام قرار دارد که نسبت بآن دارای رجحانی نیست و فقط راه های دریائی‬

                                                             ‫بیشمار دارد‪.‬‬
‫از شارانت عازم دوردنی گردیدیم ولی محلی که قصد عزیمت بدانجا را داشتیم‬
‫مونتنوسورلادوننامداشتکهکشیشیبنامتونستامپلرودرکشیشنشینآنمیزیست‪.‬‬
   201   202   203   204   205   206   207   208   209   210   211