Page 159 - Afie-dar-mosht
P. 159

‫هروه بازن ‪157‬‬

‫قدرت بحث و مشاجره شگرفی در او درآوده بود که«فردی» با خوشمزگی آنرا «جنون‬
                                                    ‫بحثپیرمرد»مینامید‪.‬‬

‫گاهی از اوقات صفحه ای را پشت رادیو آنقدر مینوازند که انسان مشمئز میشود‪ ،‬حال‬
‫آنکه بعضی صفحات مورد علاقه عموم را بیش از یکی دوبار نمیشود گذاشت‪ .‬پدر ما‬
‫در این مورد مثل متصدیان صفحه رادیو بود مثلا اگر هوا خوب بود ببحث دوباره علوم‬
‫نجوم میپرداخت‪ .‬یادم میآید که آنشب از ستاره ها برایمان سخنها گفت‪ :‬مثلا فصلی‬
‫راجع بستاره زحل و بحث جامعی راجع بستاره های مریخ و مشتری و عطارد و غیره‬
‫برایمان ایراد کرد‪ .‬وقتی میخواست راجع بستاره قلب المقرب‪ -‬که با چشم دیده نمیشود‬
‫صحبت کند‪ ،‬از دادن هیچ اطلاعی فرو گذار نکرد و حتی گفت که ستاره مزبور با وجود‬
‫بعد مسافت ظاهرا همسایه بلافصل ما محسوب میشود‪ .‬راجع بستاره زهره و سایر «میخ‬

                 ‫طویله» های آسمانی بقدری داد سخن داد که چشمم سیاهی رفت‪.‬‬
‫خدایا؛ آیا ممکنست قدری زیر درخت بلوط که ببلوط لویی فیلیپ موسوم است‬
‫بنشینیم؟ تازه زبان بناله باز کرده بودیم که فهمیدیم این درخت بلوط از نوع درختهای‬
‫کرکوس روبور نیست بلکه از جنس کرکوس آمریکاناست که نباید با کرکوس سریوس‬
‫اشتباهی کرد‪ .‬زیرا کرکوس سریوس شاخ و برگ بلندی دارد و یکی از مشتقات آن درخت‬
‫حزام و یا باصطلاح علمی لیر اندرون تو لیپو فرس است‪ ،‬اما گیاهان هرزه ای که در خیابان‬
‫های باغ روییده جز نوعی گیاه خبرآور (پیسانلیت) چیز دیگری نیست‪ .‬سرخدان و سرو‬
‫و کاج پا کوتاه هم از این طایفه هستند و نام علمیشان‪ ،‬بترتیب تراکساکوم دانسلیونیز‪،‬‬

            ‫گرافالیوم‪،‬لئوپودیومتاکسوسویرمیدیوکوپسرسیوسلامبرسیاناست‪.‬‬
‫ناگهان یکی از ما غلطی کرد و یکی از اسامی بزرگ تاریخی را وادار در بحث نمود‬
‫بلافاصله درس مشبعی درباره تاریخ حیات خاندان رزو‪ ،‬وضع تاریخی و جغرافیایی کرائونه‬
‫و کشور فرانسه شروع گردید‪( .‬بترتیب اهمیت؛) مرگ بر میشله‪ ،‬زنده باد لونوتر‪ ،‬زنده باد‬

                                            ‫فونک برنتانو‪ ،‬آفرین بر گاگسوت‪.‬‬
   154   155   156   157   158   159   160   161   162   163   164