Page 163 - Afie-dar-mosht
P. 163

‫هروه بازن ‪161‬‬

‫است و دخترانش با طالبین علم خوب تا نمی کنند وقس علیهذا‪ ....‬علاوه بر این‪ ،‬ملت‬
‫همان کسی است که عناصر رادیکال «متدرج ًا» با حقوق قانونی اش موافقت کرده اند و از‬
‫نظر سیاسی و کشوری دارای همان حقوق خاندان رزوست مقصود از ملت البته پوپواوس‬
‫(یک جز انتزاعی) نیست بلکه مجموعه ای از پلب ( عوامل تشکیل دهنده) است که‬
‫زندگی ناگواری دارد و به طرز طاقت فرسایی جان می کند و عرق می ریزد ولی ملت‪ ( ،‬با‬
‫تیکه بروی تو!) تقریبا نظیر حشره شناسی است که از سوراخ های موریانه را مطالعه می‬
‫کند‪ .‬یعنی همان طور که آن حشره شناس برای اطلاع از زوایای لانه موریانه از آن مقطع‬
‫های ایجاد می کند و چند عدد اط حشرات مزبور را جهت اطلاع کافی علمی قربانی می‬
‫سازد و دامنه معرفت بشری را توسعه می بخشد ملت هم برای ترقی معرفت خویش به‬
‫چنین کاری دست می زند‪ .‬خوب‪ ،‬بس باید ملت را دوست داشت و به کمکش شتافت‪،‬‬
‫مخصوصا اگر در امری حق با او باشد‪ .‬از این رو انعقاد کنفرانس هایی از قبیل کنفرانس‬
‫سن و نسان دوبل‪ .‬بازدید کارگاه های خانگی‪ ،‬برقراری دستمزد عادلانه‪ ،‬انشا جزوات و‬
‫رسالات دینی‪ ،‬قائل شدن به تنبیه کودکان با چوب و فلک‪ ،‬نفوذ رای محاکم‪ ،‬اغماز نسبت‬
‫به مسئولین‪ ،‬اجرای عدالت اجتماعی‪ -‬که همیشه در مورد لازم ناکافی است‪ -‬برقراری‬
‫حق اعتصاب در قوانین از طریق سلب علمی آن‪ ،‬دادی گیلاس شراب سرخ به فراش‬
‫پستی که بر آستانه در آشپزخانه میایستد‪ « ،‬روز بخیر عزیزم!» گفتن به مردم و غیره ‪....‬‬
‫این هاست نمونه هایی از تعاون اجتماعی که بین افراد مختلف یک ملت وجود دارد و اگر‬

           ‫این وحدت و مماضدت وجود نداشته باشد‪ ،‬هرج و مرج به وجود می آید‪.‬‬
‫وقتی بدین ترتیب اطلاعات جامع و قابل استنادی درباره ارزش های اجتماعی ملت‬
‫خودپیداکردیم‪.‬رشتهکلاممانبهمباحثعلمیبرگشت‪.‬حقیقتشرابگویماسنانحراف‬
‫اجباری بود زیرا آقای رزو با شور و شعف به یاد بحث مکملی درباره آن پرداخت و گفت‪:‬‬
‫‪ -‬اثبات وحدت و هماهنگی تمام موجودات‪(،‬چنان که می بینید من از نقد قول‬
‫وحشتناک ولتربائی ندارم! ) کشف قوانین طبیعی به منظور تامین رفاع بشر‪ ،‬نام گذاری‬
   158   159   160   161   162   163   164   165   166   167   168