Page 164 - Afie-dar-mosht
P. 164

‫‪ 162‬افعی در مشت‬

‫و شناختن تقسیمات آن قوانین ‪ ،‬نظیر کاری که من در مورد حشرات‪ ،‬گیاهان و حیوانات‬
‫می کنم‪ -‬و تشخیص استفاده یا ضررهایی که موجودات مزبور می توانند به نسل بشری‬
‫برسانند‪ ،‬شناسایی خداوند بزرگ‪ ،‬یعنی مالک الرقاب کره عرض و یافتن دلایللازم برای‬
‫توسعه و تقویت مذهب در اذهان عامه‪ -‬که تنها چنین علمی را هم میتوان علم شمرد‬
‫‪ -‬چنین است وظایف خانواده رزو در قبال اجتماع؛ اگر تمام افراد بشر در گفتار و کردار‬
‫خود صادق بودند‪ ،‬و اگر بسیاری از ایشان دستخوش هوی و هوس و توطئه های جمعیت‬
‫فراماسیون نمیگشتند‪ ،‬خیلی بهتر میتوانستند دامنه علم و معرفت خود را در زمینه تقویت‬

                ‫مذهب توسعه دهند وازعمل جاهلانه مخالفت با آن خودداری کنند‪.‬‬
‫ما که بشدت تحت تاثیر فصاحت بیان پدرمان قرار گرفته بودیم درسکوت راه‬
‫میپیمودیم و ذریه حضرت مریم هم کماکان در پنج متری پشت سرما راه میرفت‪ .‬مدتی‬
‫ساکت و صامت راه رفتیم و درباره این نظریات عالی علمی و فلسفی بتفکر پرداختیم و‬
‫بمملو مطبو ع پدرم پی بردیم‪ .‬اما معمولا وقتی بحث آقای رزو درباره مسائل فوق الطبیعه‬

            ‫بپایان میرسد سرش بشدت درد میگیرفت‪ .‬بالاخره بطور ناگهانی گفت‪:‬‬
                                       ‫‪ -‬دیر شده است‪ .‬نمیرویم بخوابیم؟‬

‫و بعد‪ ،‬گلهای سر سبد اجتماع اجتماع فرانسه‪ ،‬آقای رزوی بزرگ‪ ،‬پسر ارشدش‪ ،‬فردی‬
‫رزو‪ ،‬پسر دومش ژان رزو‪ ،‬و در دانه اش مارسل رزو‪ ،‬بخانه برگشتند‪ .‬و در چند متری‬
‫پشت سرشان ذریه حضرت مریم‪ ،‬معصومانه تسبیح میزد و راه میرفت و وقتی همه آنها‬
‫وارد لابل آنژری شدند‪ ،‬تازه زوزه گربه وحشی هایی که دنبال موش صحرایی میدویدند‬

                     ‫بلند شده بود و جیغهای شوق آلودشان از دور بگوش میرسید‪.‬‬
   159   160   161   162   163   164   165   166   167   168   169