Page 86 - Afie-dar-mosht
P. 86
84افعی در مشت
دختری داشت بنام برتینه که گردنش کلف تر و کوتاه تر از دیگران جلوه میکرد .پسر
این «قبیله» هم ژان معروف بژان کوچولو بود که دائما بویران کردن لانه پرندگان اشتغال
داشت.
بعد از اینها خانواده هوئو قرار دارد که اجازه دارا راضی لاورژره_ است و دارای دختران
شروریست که خوشبختانه یکیشان نسبت بمن شرارتی نشان نمیدهد.
خانواده آرژبه نیز از خدمه لابل آنژری است .این خانواده اراضی لابرتونیر را در اجاره
دارد و اغلب افرادش بطور مخفی با تور و چنگک در مرداب ماهی میگیرند.
غیر از این اشخاص ،خدمه دیگری وجود دارند که کشیش ،نشین م را تقویت میکنند
از آنجمله اند ،ژانی خانم ،عالم باسرار عمل آوردن پنیر شیرین و بابا سیمون شوهرش ،که
بگاو چرانی اشتعال دارند ،آخوند لیتندار ،معاونینش ،یک تاجر پوست خرگوش و قریب
سیصد دهقان دیگر که روزهای یکشنبه منظما برای اجرای مراسم نماز بکلیسا میآیند.
این سیصد نفر دهقان ،در نظر ما با کلاغ فرقی ندارند ولی در نظر خودشان اشخاص
مودبی هستند زیرا هنگامیکه از مقابلشان رد میشویم ،باحترام از جلویمان بکناری میروند
ومیگویند:
_ سلام آقا کوچولوی عزیزمان!

