Page 81 - Afie-dar-mosht
P. 81

‫هروه بازن ‪79‬‬

‫مادام رزو علاوه بر علاق ‌های که بتعلیم و تربیت ما داشت‪ ،‬بجمع آوری تمبر هم‬
‫علاقمند بود‪ .‬من میدانستم که او غیر از بچ ‌ههایش دو دشمن بزرگ دارد و آنها هم‬
‫اسفناج و بید هستند‪ .‬تصور نمیکنم که دیگر بتوانیم چیزی به به آب ورنک این تابلوی‬
‫رنگی که از او ترسیم کرد‌هام اضافه کنم‪ ،‬فقط باید بگویم که او دست و پای کت و کلفتی‬
‫داشت و خوب هم میتوانست از آنها استفاده کند‪ .‬بکرات کیلوگرم مترها نیرو ازین دست‬
‫و پای کلفت نصیب گون ‌هها و در کونم شد که اگر بخواهم آنها را جمع بندی کنم‪ ،‬مسئله‬

                      ‫جالبی را در مبحث «انرژی» علم فیزیک تشکیل خواهد داد!‬
‫راستش را بگویم‪ ،‬فردی سهم عادلان ‌های ازین انرژی عظیم نصیبش شد‪ .‬او که بعلت‬
‫ارشدیت‪ ،‬و ارث اول پدرمان محسوب میشد‪ ،‬تمام خطوط اصلی زندگی ویرا در خود‬
‫محفوظنگاهداشت! یعنی یک مرد کاملا سستعنصر از آب در آمد وشیف لقب گرفت‬
‫(‪ )۱‬دیگر صلاح نیست ازین دورتر برون زیرا قالب این لفظ خوب باو میخورد‪ .‬بیحالی و‬
‫بیحسی او کاملا با ضربات مشت و لگدی که دریافت میکرد متناسب بود‪ .‬فقط تا دیدم‬
‫نرفته بگویم که دماغ فردی از همان اوان طفولیت کج بود زیرا او بطرز لایتغیری عادت‬

                                          ‫داشت که از لوله چپ آن فین کند!‬
‫اما راجع بمارسل‪ ،‬هیچوقت نتوانستم بفهمم که بر روی او دیگر چرا لقب بو گندو را‬
‫گذاشتند‪( .‬و چه اشتقاق و ریشه و معنی این کلمه بر من نامعلوم بود‪ ).‬ولی ابدا قصد‬
‫ندارم شخصیت او را ضابع کنم‪ .‬زیرا ممکن است تصور بشود که نسبت به او حسود‬
‫هستم‪ .‬بهرحال مارسل صد درصد بیکی از افراد خاندان پلووینیک شباهت داشت‪ ،‬شامه‬
‫تجارت ‌یاش خوب بود و بکارهای بزرگ فنی علاقه نشان میداد‪ .‬از نظر خصائل شخصی‬
‫هم جوانی بود پرکار‪ ،‬خشک‪ ،‬لجوج‪ ،‬خودخواه و بالنتیجه مزورو‪ ...‬و همینقدر بس است‪،‬‬
‫زیرا گویا دارم اختیار کلامم ا از دست میدهم علامات مشخص او در قیافه عبارت بود از‪،‬‬
‫یکدسته مو روی پیشانی و تقریبا در محاذات سر‪ ،‬چشمهای درشت و نزدیک بین که حتی‬
‫در زمان بی عینکی قدرت نداشت عینکش را به بیند‪ .‬مشخصاتش از پش عبارت بود از‪،‬‬
   76   77   78   79   80   81   82   83   84   85   86