Page 85 - Afie-dar-mosht
P. 85

‫هروه بازن ‪83‬‬

‫خانه‪ ،‬جامه دار‪ ،‬مراقب کودکان‪ ،‬کفشوی اطاقها و غیره‪ ،‬حال آنکه او در ابتدا فقط آشپز‬
‫خانواده بود‪ .‬مادام رزو که طرز زندگی مادر خود را خیلی آتشی تر از خودش میبافت و‬
‫متوجه میشد که مطابق میل او نمیتواند رفتار نماید‪ .‬متوالیا خدمه خویش را اخراج کرد‬
‫«ظریف» که دایه او بود مورد مرحمتش قرار گرفت و با قبول زحمت جمیع خدمتکاران‬
‫دیگر‪ ،‬نزد او باقیماند‪ .‬اما برای مادام رزو ندیمه جدید و محترمی استخدام گردید که وجود‬
‫او گاهی برای ما مفید واقع شد آلفونسین بقول خودش بزبان «فنلاندی» حرف میزد (این‬
‫اسم را فردی روی زبان او گذاشت!) و چون حرف هایش هم محتصرا باین زبان بود‪ ،‬در‬
‫موقع تکلم از دست و پا و ابرو و انگشت و حتی چند صدای عجیب و غریب که شبیه‬

                               ‫صیحه انسانهای ما قبل تاریخ بود استفاده میکرد‪.‬‬
                                    ‫خوب‪ .‬حالا خدمه مان را حساب کنیم‪.‬‬

‫اول بابا پررو‪( ،‬عنوان «بابا» در کرائونه برای مردانی که سنشان از چهل گذشته است‬
‫اجباریس ‌تولو آنکه تا آنوقت ازدواج نکرده باشند‪ .‬اشخاص مزبور از بدو تولد «آقا»‬
‫نامیده نمیشوند و تا موقیعکه تکلیف لقب ایشان تعیین نشود‪ ،‬کسی حق ندارد با عنوان‬
‫مشخصی ایشنرا صدا کند) گوش کنید‪ :‬بابا پررو‪ ،‬داستانهائی داشت که در ایام کودکی‬
‫همیشه از شنیدن آنها محفوظ میشدم از آنجمله بود داستانهائی که او را راجع بشکارها‬
‫و شکارهای قاچاق خودش حکایت میکرد‪ .‬اینداسانها از آن چیزها محدودی بود که در‬
‫زمان کودکی بشنیدن آنها دلخوش بودم‪ .‬پررو باغبان و شکاربان بود و در حوالی سوله دو‬

                                                     ‫مزرعه گندمی داشت‪.‬‬
‫بعد از پررو‪ ،‬شما باید «قبیله» باربلیوین را بشناسید‪ .‬پدر این قبیله موسوم بژان بود‬
‫و نسبش بگلواها میرسید و دهکده کوچک مجاور را در اجاره داشت‪ .‬ما در قبیله هم ننه‬
‫برتین نامیده میشد که قهرمان عمل آوردن کره بود‪( .‬باید دانست که در کرائونه‪ ،‬کره را‬
‫از طریق کوبیدن دوغ چرب در ظرف سفالی بزرگی بعمل میآورند‪ ،‬این دارای کوبه ایست‬
‫بشکل بیستون که بمدد انسان تا عمل آمدن کره در آن ببالا و پائین میرود‪ ).‬تنه برنین‬
   80   81   82   83   84   85   86   87   88   89   90