Page 31 - Afie-dar-mosht
P. 31
هروه بازن 29
پانزده و شانزده سالگی کوچکترین اعمال او را جلادانه کنترل کنند و بهیچیک
از عوامل تکامل روانی وی توجهی ننمایند ،تا وقتیکه مادر بخاطر پول یا پدر
بخاطر جهیز ازدواج کند و طرفین بسان ارباب و نوکری ،بعلت رجحان اقتصادی،
اصالت خانوادگی و غیرذالک بهم نظر کنند ،تا وقتیکه دو نوع عقیده ،فکر و سلیقه
متضاد ،از دو طریق مختلف بخواهند مخیله ساده ،جوان و سریع التأثر فرزند
را تحت تسلط خویش درآورند و به مبارزه با جوامع بزرگتری (از قبیل مدرسه و
کلیسا و باشگاه) بپردازند ،تا وقیتکه پدر و مادر بآنچه می گویند اعتقادی نداشته
باشند و در زندگی روش تجاه آمیز و اسرافکارانه ای در پیش بگیرند ،بقول امیل
دورکیم ،فرزندان آنها ممکنست و باید که بالشخصه منعکس کننده قسمتی از
خصائل خوب یا بد و یا اختلاط روحیات آندو در دوران حیات خویش باشند».
افعی در مشت با توجیه علل ناراحتی های اجتماعی از طریق توصیف و تشریح فساد
و انحطاط روابط خانوادگی ،بمن و شما ثابت میکند که فقط درکشور ما ،خاله زنکها بدون
هیچگونه ملاحظه ای ازدواجها را بملاحظات اقتصادی بهم جوش نمیدهند و ازدواج
کاملا نامناسب نتیجه اش طفلی مانند تغار آبگوشت قرهمان داستان افعی در مشت است
که بقول خودش بالاخره با «افعی در مشت» وارد اجتماع میشود .این افعی را خانواده
اش ،پدرش و مادرش در چنگ او گذاشته و محیلانه برای رهائی وی از چنگ آن کوشیده
اند .در جامعه امروز بشری ،پدری که دست بخون فرزند آلوده ،فرزندی که بروی پدر
طپانچه کشیده ،مادری که دختر خود را سربریده ،دختری که مادر را بدیار عدم رهسپار
ساخته کم نیست ،دامنه اختلافات جامعه کوچک خانوادگی بدانجا کشیده شده که امروز
کثر اقوام و خویشاوندان از یک خاندان ،با یکدیگر خوب نیستند و بمقیاس کوچکتری در
خانوادههای خویش مورد سمایت و انفاق و مایه اختلاف هستند و روح آشتی در کمتر
افراد آنها وجود دارد.
چرا؟ هروه بازن جواب میدهد؛ برای آنکه محیط خانوادگی بجهنمی تبدیل شده است.

