Page 28 - Afie-dar-mosht
P. 28
26افعی در مشت
و مادر خویش گل ههائی داشته ایم ،ولی تقریبا هرگز جرات نکردهایم نمیکنیم که بعنوان
یک علم مخالفت و ضدیت درد دلهای خود استفاده کنیم و اگرچه این در دلها نوعی
از عکس العملهای ما نسبت برفتار و طرز تربیت آنان بشمار میرود ،ولی معمولا وقتی
ما بدان دست میرنیم ،بعنوان طفلی عاصی ،شرور ،بد ذات و «عاق والدین» و «غیره!»
محسوبمیشویموهرگزنهخودنتیجهراازراهعللشناخت هایمونهآنهاکهشناخت هانددر
صد و تعلیم صحیح آن بما یا بپدر و مادرمان برآمدهاند.
در دورهی دبیرستان و دانشکده ،در مجامع تعلیم و تربیتی ،در کتب قطور و
کتابخان ههای معظم ،از زبان معلمین و استادان فن تعلیم و تربیت ،هزاران مطلب راجع
باین فن و فنون منشعب از آن م یشنویم و حتی بعضی از ما که میخواهیم آموزگار یا مربی
خوبی از آب در آئیم ،آنها را فرا میگیریم ولی بیائید بطور دسته جمعی اعتراف کنیم که
هیچکدام از نظریات مزبور در زندگی عملی با افکار و حوادث حیات و امکاناتمان تطبیق
نکرده و خشک و جامد و بیروح مانده است.
خوب ،حالا من برای شما کتابی را ترجمه میکنم که انحصارا راجع باین موضوع بحث
کرده و خلاف آنچه شنیده یا خواندهاید ،کتاب عملی ،تربیتی و فنی «مخصوص خواص»
هم نیست بلکه یک رمان ساده و زیباست که با نگارش آن بطرز جالبی در ادبیات جهان
این مسئله از نزدیک و مشروحا مورد بحث واقع شده و ممکن نیست که جزئی از آنرا
منطبق با یک دوره یا یک مرحله خاص از زندگی خویش نیاییم وینافکار و احساسات
قهرمانان کتاب را در میان خود و خانوادههای ! قران و دوستان خویش سراغ نگیریم.
آیا قبلا نویسندگان بزرگ جهان بفکر داخل کردن این موضوع در عرصه ادب
نبودهاند؟ چرا ،رمان تربیتی و کتب شامل پند و اندرز در ادبیات ما و جهان زیادست ولی
بطل متوافری که ضمن مطالعه کتاب بدان پی خواهید برد ،هرگز هیچکدام تا این حد
بحقیقت نزدیک نبوده و بدل نشسته است .بچه دلیل؟ بدلی آنکه این کتاب بواسطه
تازگی و قوت و صراحتی که داشته در ظرف چهار سال به ۳۶زبان در تمام افطار عالم

