Page 24 - Afie-dar-mosht
P. 24

‫‪ 22‬افعی در مشت‬

‫من تصور میکنم امروز اغلب زن و شوهرهای کمتر از ‪ ۲۵‬سال از چنین تساوی و‬
‫شایستگی برخور دارند‪ .‬یعنی یکنوع حالت رفاقت و همدردی بین آنها هست که هر دو را‬
‫در ردیف مساوی قرار میدهد‪ .‬مخصوصا دختران و پسرانی که در مدارس مختلط تحصیل‬
‫کرد‌هاند‪ .‬محیط زندگی این زوجها متعادل است‪ .‬دختران جوان خیلی میل دارند بخاطر‬
‫خودشان زندگی کنند و البته به بچ ‌ههاشان بسیار علاقمند میشوند ولی خود را قربانی‬
‫و فدای آنها نمیکنند‪ .‬زیرا از نانی که مثل ماریت خود را قربانی فرزندانشان مینمایند‪،‬‬
‫چندان خدمتی بآنها نمیکنند‪ .‬بلکه اطفال فاسد و بی حالی‌ببار میآورند که در برخورد با‬

                                               ‫مسائلزندگیبسیارضعیفند‪.‬‬

                       ‫_ آیا میل دارید فرزندان دیگری هم داشته باشید؟‬
‫بازن_ نه‪ .‬فرزند برای من کافیست‪ .‬مونیک هم دلش نمیخواهد بچه داشته باشد‪،‬‬
‫البته این بدان معنی نیست که من بچه دوست ندارم بلکه درست برعکس «امواج»‬

                  ‫احساسات پدری من بسیار احساس و قابل ارتعاش و وسیع است!‬

‫_ همسر شما که در بنگاه ناشر آثارتان کار میکرد‪ ،‬قطعا اکنون در زندگی‬
‫اجتماعی و ادبی شما شرکت دارد‪ .‬آیا بنظر شما مهم است که زنی عاشق شوهرش‬

                                        ‫باشد و در کارهای او شرکت کند؟‬
‫بازن_ برای شخص من بسیار مهم است زیرا زندگی خصوصی و حرف ‌های من کاملا‬
‫بهم مربوطند ولی این امر را تعمیم نباید داد‪ .‬مثلا اگر من بانکدار یا دندانساز بودم‪ ،‬وضع‬
‫عوض میشد‪ .‬چون من در خانه کار میکنم داشتن همسری که کارم جلب توجه او را بکند‬

                                                     ‫بسیار برایم مهم است‪.‬‬

‫_ وقتی انسان کتابهای شما را میخواند تصور میکند که ازدواج دام مهیب و‬
   19   20   21   22   23   24   25   26   27   28   29