Page 21 - Afie-dar-mosht
P. 21
هروه بازن 19
مادران خطاب به نوزادان خود ادا میکنند ،در کتاب آوردهام .زیرا این کلمه مادران را تحقیر و
مسخره میکند! اما اگر این عصبانی تها را کنار بگذاریم کتاب من کتاب مفیدی است .یکروز
خانمی بشدت درباره این کتاب با من بحث کرد و سر انجام گفت «که از این ببعد باید مراقب
شوهرمباشم!»
-آیا آقایان هم عکس العمل نشان داده اند؟
بازن – بلی و از عجایب آنکه آنها بیشتر عصبانی بودند .زیرا من در کتابم تسلیم محض
بودن آنها را در برابر همسرشان فاش ساخته بودم.
-خصوصیات فولکوش یعنی «مادرشما» در افعی در مشت ،و ماریت قهرمان
شما در ماتریموان تقریبا یکی است .خواهش میکنم بگوئید که واقعا چه چیز قابل
سرزنش و نفرت انگیزی درین دو شخصیت اول و مشابه رمانهای خود می بینید
و مقصودتان از بوجود آوردن آنها چه بوده است؟
بازن -فولکوش زنی است که خانم ارباب است نه مادرريال و ماریت زنی است که
مادر محسوب میشود ،نه همسر ،مقصودم آنست که زنان سابقا تحت سلطه مردان بودند
و امروز تحت سلطه فرزندان خود قرار دارند .و این سلطه خطرناک بنظرشان لذتبخش
میآید .زیرا نتیجه این میشود که در کانون خانوادگی امثال ماریت خانم ،شوهر به یک
عنصر درجه دوم تبدیل و نسبت بفرزندانش حسود میشود چون زنش خود را قربانی
فرزندان کرده است.
-فکر میکنید که امروز در جامعه ما ،امثال ماریت خانم و فولکوش زیاد وجود
داشته باشند؟
بازن -تقریبا پنجاه درصد زنان!

