Page 17 - Afie-dar-mosht
P. 17
هروه بازن 15
عامل از هدفهای مهم نویسنده بودولی او در جملات خود بانها مفهوم و سیمتری داده
است .هروه بازن عاری از روحیه محافظه کاری نیست .آرام ،قانع و خشن است ولی
تیرهایش مخصوصا بطرف جنبه اخلاقی و روحی مالکیت بزرگ و تخطئه آن پرتاب
میشود.
موضوعازدواجباینشیوهکمترموردحملهقرارگرفتهولیبصورتمظالمیکهبورژواها
نسبت بیکدیگر روا میدارند و این مظالم در روحیه آنها طبیعی است در آمده است .کتاب
بازن در واقع هجوآداب و رسوم و روحیات بورژواهای عقب مانده و متحجر است و نه هجو
اجتماعی آنها ،و تفاوت ایندو محسوس است.
به داستان کتاب نگاه کنیم ،آبل برتادو ،یک وکیل دعاوی اهل شهرستان ،در ۲۵
سالگی با دختری بنام ماریت کی مارش ازدواج میکند بعد ،کتاب داستان پانزده سال
زندگی ایندو را طوری بیان میکند که گوئی شوهر قربانی این ازدواج بوده است .جزئیات
داستان را ،گردش ماه عمل ،انجام وظایف زناشوئی ،بیکاری خانوادگی ،زایمان خانم ،غسل
تعمید آقا زاد هها ،و مشاجرات زناشوئی ،تعطیلات و بالاخره زنا ...و تجاوز تشکیل میدهد.
آبل که هیچگاه خود را «لنگه دوم در» احساس نکرده مشاهده میکند که بتدریج.
اعتبار ،شخصیت و حتی واقعیت وجودی خود را از دست میدهد زیرا در حقیقت در خانه
خود بر نمیبرد ،و به چیزی جز آنچه که در دوران کودکی بان متعلق بود تعلق ندارد ،وجود
زن که سابقا بنام مادر تجلی میکرد ،امروز بصورت همسر بر او حکومت میکند .بطوریکه
همیشه با او مانند یک فرد حقیر رفتار میشود و کبیرها همیشه زن هستند .همسرش
و مادر خواندهاش جای مادر و خواهران او را گرفت هاند و دلیل این امر هم آنست که ما
«وارد عصر یک جنسی شدهایم» .البته خانم همسر او ،نیز بنوبه خود بر ده و بنده عوامل
دیگری بشمار میرود ،ولی این عوامل اطفال او هستند!
بطور خلاصه هیچکس خوشبخت نیست و با آنکه گاه لحظات رقت انگیز و تاثرآوری
هم پیش میاید ،زن و شوهر بر اثر بیحالی و عادتی که بوجود یکدیگر کردهاند از هم جدا

