Page 16 - Afie-dar-mosht
P. 16
14افعی در مشت
بورژوای سابق چگونه رشته حیات خانوادگی را تعقیب میکند و در حالیکه در جستجوی
لقمه چرب و لذیذی است ،میکوشد ترحم دیگران را نیز جلب نماید .بدین ترتیب هروه
بازن که قربانی و مسعور موفقیت فوق العاده خود شده بود ،بدو صورت در نظر آدمی
جلوهگرمیشود.
اول بعنوان یک شخص عامی و عصبانی ،دوم بعنوان شخصی که سرگذشت خودش
رامینویسد.
کتاب اخیر اوما تریموان ،از نظر فکری و نه تجارتی ،نمودار یک چنین تناقضی در وجود
اوست .عنوان کتاب بدون بدون شک جلب نظر میکند چون لغت ماتریموان ،بمعنی
«خانم مادر سرپرست خانواده ».درست در مقابل پاتریموان( ،پدر سرپرست خانواده)
انتخاب شده ،و این عنوان ،نشان میدهد که نویسنده باصل کتاب پانزده سال پیش خود.
افعی در مشت برگشته و یک حمله شدید را به سرپرستی و قدرت مادر ،در خانواده .و
همچنین اصل مالکیت و ثروت تجدید کرده است.
لیکن مادر این نویسنده که قهرمان کتاب خود نیز هست ،جالبترین شخصیت کتاب
بشمار میرود .همانگونه که در افعی در مشت بشمار میرفته است .قهرمان کتاب عموئی
دارد که بسیار احساساتی و کنایه گو و خشن است ،و این عمو به تو به خود به نویسنده و
قهرمان کتاب شباهت روحی بسیار دارد .بازن مینویسد،
_ هیچکس بهتر از مادرم نتوانست احساس عدالت را که در ایام کودکی مثل زن و
خانه لازم است در من بیدار کند .سرزنشها ،توهینها و تمجیدهایش ،همه و همه حساب
شده ،دقیق و جدی بود»...
خوب آیا چنین مادری همان فولکوش قهرمان کتاب افعی در مشت است؛ آیا این
نویسنده ،همان نویسنده افعی در مشت نیست؟ .من صریحا میگویم که بنظرم کس
دیگرینیست...
اما درباره مالکیت و سیستم سرمای هداری و بورژوازی ،باید گفت که کوبیدن این دو

