Page 12 - Afie-dar-mosht
P. 12
10افعی در مشت
میشد که جای زیادی را میگرفت .ولی بهمه دوستان و علاقمندانی ،که در مجلات و
نشریات مختلف ،کتبا یا شفاها و بطور مستقیم تذکراتی درباره آن بمن دادند اطمینان
میدهم که هر آنچه ایراد اسای منطقی بود ،پدیده منت گذاشته و درین چاپ اصلاح
کرد هام ولی واقعا انصاف میخواهم که این ترجمه را پس از گذشت سیزده سال یکبا ر دیگر
عوض نمیتوانم کرد ،و گرفتار یهای زندگی چنان مرا در خود فرو گرفته است که اعتراف
میکنم که اگر امروز یکبار دیگر افعی در مشت را در اختیارم قرار دهند تا ترجمه کنم باین
شیوه و آرامی نمیتوانم آنرا بفارسی درآورم زیرا که در آن دوران زندگی ،حالی بود و مجالی و
گوشه شهرستانی و فکر راحت و زحمتی...
باین جهت چاپ دوم کتاب را ،با اصطلاحات و تجدید نظرهائی که اجباری بود.
همچنین با تمدیل و تلطیف مقدمه ،که خود طرفدارانی داشته است ،تقدیم کتابخوانان
واقعی مینمایم .زیرا هم آنها هستند که میدانند برای فهمیدن و درک کردن انشاء مشکل
نویسنده کتاب و نقل آن بفارس یچه کوششی بکار رفته و تا چه حد توفیق بدست آمده
است .بویژه آنکه متن کتاب دارای اشارات ،و کنای هها و جمله بندیهای مخصوصی است
که یکرشته معلومات اضافی درباره فرانسه و تاریخ اجتماع آن میخواهد ،و حتی آن دوست
گرامی و ناشناسی که محبت کرده و برایم نوشت که «خواندنش خیلی حوصله میخواست
ولی حالا که خواندهام دلم میخواهد همه چیز آنرا برای همه بازگو کنم و اشارات و کنایات
لطیف آنرا خود در گفت ههایم بکار میبرم» میتواند مطمئن باشد که در چاپ جدید تجدید
مطالعه آن خوشایندتر خواهد بود.
این را هم بگویم که پس از انتشار کتاب ،در همانسال ۱۳۳۵نسخ ههائی از آن را برای
شخص هروه بازن نویسنده آن فرستادم و تا مدتی بین مامکاتبه ادامه داشت و او یکدوره
کامل از کتابهایش را برایم فرستاد و اجازه انتشار آنها را در اختیار من گذاشت و چندی
بیش که در میان نام ههای خود میگشتم آخرین نامه او را یافتم که بتاریخ ۲سال پیش
است و بازن درآن نوشته است،

