Page 18 - Afie-dar-mosht
P. 18

‫‪ 16‬افعی در مشت‬

                                                                ‫نمیشوند!‬
‫البته میتوان در سطح مسائل عادی‪ ،‬لحن آرامتر و ظریفتری را بمراتب ظریفتر از‬
‫لحنی که هروه بازن بکار برده است؛ در مورد حماسه مبارزه جویانه ازدواج و جدال دائمی‬
‫زن و مرد بکار برد‪ .‬میتوان بازن را سرزنش کرد که جملات ساده و خند‌هداری را برای‬
‫بیان مقصود خود بکار برده بطوریکه کتابش را از صورت بحث خارج ساخته است‪ .‬مثلا‬
‫میگوید از هر جا بچه عبور کرد‪ ،‬پدر هم باید همانجا شنا کند!» یا «داماد یعنی کسی که‬
‫جهت دامادی استخدام شود» مادر یعنی کسی که همیشه شروع کارها و قضایا با اوست‬
‫و مرتبا وجودش تجدید میشود‪ .‬بازن‪ ،‬این شخص‪ ،‬یعنی مادر را بعلت صحنه بازیها‪ ،‬و‬
‫هیاهوها‪ ،‬با چنان کلمات ساده و صریحی که بکار میبرد‪ ،‬شدیدا باد سرزنش میگیرد‪ .‬که‬

                                              ‫یک هیجان واقعی بر میانگیزد‪.‬‬
‫چگونه میتوان «امتیاز نویسندگی حرف ‌های» را که در نویسنده این رمان بزرگ وجود‬
‫دارد‪ ،‬تحسین نکرد و مخصوصا از لحن جدی‪ ،‬کلمات و جملات محکم و نیرومند آن ابراز‬
‫تمجید و تعجب ننمود؛ چگونه میتوان صفت اساسی هروه بازن را که پشت این جملات‬
‫سنگین و قوی پنهان است تشخیص نداد؟ این صفت عبارت است از احتراز شدید از‬
‫جامدو بی حرکت شدن‪ .‬برداشتن قدمهای محکم و مطمئن بسوی احساسات و عواطف‬
‫عالیه بشری‪ ،‬و حکایت کردن داستان زندگی خود‪ ،‬بنحوی که خواننده نویسنده را شخص‬

                                                         ‫دیگری خیال کند!‬
‫اتین لالو‬
   13   14   15   16   17   18   19   20   21   22   23