Page 171 - Afie-dar-mosht
P. 171

‫هروه بازن ‪169‬‬

‫ظرف آن مدت بعمل آمد‪ ،‬حشره ای از نو ع استراتومانیاسینن زیس‪ ،‬کشف شد که از تیره‬
‫استراتومانیااوریانتالیس بود و آندوشک داشتند که برای تشخیص بین العملی چه اسمی‬
‫بر او بگذارند‪ ،‬بدین جهت لازم بود که متفقا درباره یک اسم عادلانه بین المللی که؛ نوع‬

            ‫آنرابا انواع دیگر حشرات مخلوطنکند‪ ،‬بمطالعهبپردازند‪ .‬پدرم میگفت‪:‬‬
‫‪ -‬از آنجا که حشرات نوع آرولا کمیاب است شاندون‪ ،‬بمن پیشنهاد کرد که اسم‬
‫حشره نو ع جدید را آرولا بگذاریم‪ ،‬ولی چون من متخصص در علم حشره شناسی هستم و‬
‫انواعی از پروانه های برزیلی را دیده ام که این احمق های پرتقالی (اشاره پرفسور شاندون)‬
‫آنرا ندیده اند و یا نوعشان را تشخیص نمی دهند‪ ،‬باین جهت نمی توانم با گذاشتن این‬
‫اسم بر آن موافقت کنم زیرا حشره مزبور؛ حتی در خط منحنی؛ از اعقاب حشرات نوع‬

                                                             ‫آلارو نیست‪.‬‬
‫بعد تعداد دیگری از پرفسورهای علم حشره شناسی بلابل آنژری دعوت شدند‪ .‬اینان‬

                                       ‫غیر از پرفسور شاندون عبارت بودند از‪:‬‬
‫آبه راپان از دانشگاه مالین‪ ،‬استاد ابراهیم پاشا از دانشگاه قاهره و عالیجناب بیکو‪-‬‬
‫روکوآ از دانشگاه سائوپولو‪.‬باری تمام این دانشمندان جلیل القدر بمطالعه در حیات انواع‬
‫حشرات از قبیل مگسهای دو باله و سه باله و غیره پرداختند ولی دانشمندان اولی بیشتر‬
‫بمطالعه در احوال کک علاقه نشان میداد دومی بنوعی حشره آبی‪ ،‬سومی بپشه (زیرا پشه‬
‫از بالهای سه گانه سرزمین مصر بود) و چهارمی بنوعی خرمگس (که متضمن‪ -‬مطالعه در‬

                                 ‫تمام انواع خرمگسهای دنیا بود) ولی علیهذا‪...‬‬
‫البته آقای رزو رجال دیگری را هم کرده بود ولی از آنعده کسانی آمدند وسائل مطالعه‬
‫را در دسترس داشتند و میتوانستند از فرصت استفاده کنند‪ ،‬از آنجمله بود بیکوروکورآ‬
‫که اصولا بصدور جرم (خام در کشور اشتغال داشت و پوستهایی که صادر مینمود‪ ،‬بیشر‬

                                    ‫بعنوان ماده اولیه بدرد گیوه دوزها میخورد‪.‬‬
‫ابراهیم پاشا و بیکوروکوآ فقط آمدند و رفتند‪ .‬اولی جز بزبان عربی یا لاتین حرف نمیزد‬
   166   167   168   169   170   171   172   173   174   175   176