Page 137 - Afie-dar-mosht
P. 137

‫دو روز بعد فولکوش خیلی بهتر از حضرت عیسی زنده شد و رمقش را بازیافت‪ .‬ولی‬
‫این سلامتی او موقتی بود زیرا مبتلایان به امراض که اغلب بموارضی دچار میشوند‪ ،‬مادام‬
‫رزو از عکسبردار خودداری کرد‪ .‬محلول ویشی و قطره زیزین را نحورد و مخصوصا زباله‬
‫بناله و شکوه باز نکرد‪ .‬پدر ما بخاطر پرستاری از زنش ناچار شد از انعقاد مراسم چنین‬
‫سالانه خودداری کند ولی بمجرد آنکه مادام رزو ازین قضیه اطلاع حاصل کرد بر آشفت‬

                                                                 ‫و گفت‪:‬‬
‫_ کفن مرا هنوز نیافته اند‪ .‬تو چرا دارای دستی دستی خاکم میکنی؟و جشن سالانه‬
‫برگزار شد‪ .‬مادام رزو که روزبروز بر قناعت و صرفه جوئیش افزوده میگردید‪ ،‬از انعقاد‬
‫چنین جشن پر خرجی راضی نبود خاصه آنکه جشن مزبور هر ساله در لابل آنژری منعقد‬
‫می گردید و تمام شخصیت های برجسته اطراف از داروساز گرفته (که بگرمی مورد‬
‫استقبال قرار میگرفت) تا خانم دوک فلان (از این خانم استقبال سردی بعمل میآمد!) در‬
‫آن حضور مییافتند‪ .‬پدر ما میگفت‪ -‬من حاضرم بخاطر شش هزار فرانک‪ ،‬از هر چه ادب‬
   132   133   134   135   136   137   138   139   140   141   142