Page 99 - Afie-dar-mosht
P. 99
هروه بازن 97
که بعضی از تغییراتی که مایل است در طرز تربیت اطفال خود بدهد ،فقط وقتی صورت
وقوع خواهد یافت که مادموازل ارنشتین لیون از خانه اش خارج شود و اولین بهان های هم
که برای اخراج او آورد مهربانی مستمرش بود.
این مهربانی مخصوصا وقتی که فردی دچار بیماری کوتاهی شد قوت گرفت .مرض
فردی خطرناک نبود بلکه فقط بر اثر خوردن دائمی لوبیای قرمز سوء هاضمه مختصری
دچار شده بود .مادرم در مصرف لوبیا قرمز هیچ گونه صرفه جوئی نمیکرد و بیچاره فردی
یکروز صبح نتوانست از رختخواب برخیزد و مادموازل پیشنهاد کرد که آنروز را در اطاق
گرمش بماند .مادام رزو از قبول این پیشنهاد خودداری کرده گفت:
_ این بچه در کمین فرصت است فقط باید مسهل بخورد.
و یک قاشق بزرگ سوپخوری از روغن کرچک بجلوی لب فردی آورد .طفلک رو
برگرداند و با جرات تمام گفت:
_ مادر بزرگ همیشه بما شکلات مسهلی میداد.
مادام رزو از غضب دندانش را بهم فشرد و بعوض جواب نوک دماغ پسرش را گرفت
و چنان فشاری داد که بیچاره فردی مجبور شد برای نفس کشیدن دهانش را باز کند.
آنوقت خانم دلسوز ازین فرصت استفاده کرده ،قاشق روغن کرچک را در دهانش خالی
کرد .نتیجه اینکار بلافاصله معلوم شد .زیرا فردی بسختی حالش بهم خورد و چون
نتوانست در مقابل آن مقاومت کند ،هرچه خورده بود در دامن مادرش قی کرد .مادام رزو
در یک چشم بهمزدن کشیده صدا داری زیر گوش او نواخته فریاد کشید:
_ اوف! عجب بچه کثیفی!
این حرکت دیگر برای مادموازل لیون که معلم هایپابند اصول علمی وفارغ التحصیل
علوم تربیتی بود .قابل تحمل نبود ،زیرا گفت:
_ خانم! من دیگر نمیتوانم این طرز رفتار شما را تحمل کنم.
مادام رزو که مورد استیضاح معلم هاش قرار گرفته بود سر برگرداند و زوزه کشان

