Page 55 - Afie-dar-mosht
P. 55

‫هروه بازن ‪53‬‬

‫سبیلآویزانیپشتلبمیگذارندوروبانآبیرنگیبکلاهخودم ‌یبندندوعلاقهشدیدی‬
‫بغذاهای غلیظ و سفت دارند‪ .‬ارادت نسبت بقصور و کلیسا‪ ،‬نفرت از کلاغ و علاقه‬
‫شدید بعرق گوجه و مخصوصا شراب گلابی از مختصات زندگی آنهاست‪ .‬تقریبا همه‬
‫این اشخاص اعم از پدر و پسر‪ ،‬اجاره دار اراضی مزبور هستند‪ ،‬و با آنکه از نظر اجتماعی‬
‫با ندازه بزی شعور ندارند‪ ،‬شش هفت نفر‪ ،‬کنت ‌وویکنت جمهوریخواه‪ ،‬بعنوان نماینده‬
‫بمجلس میفرستند و نیمی از فرزندانشان در مدارس عیسوی تربیت میشوند بطوریکه و‬
‫قتیبسنرشدمیرسند‪،‬طفیل ‌یهائیبیشنیستندواغلببعنواننوکرانبیحقوقنجیب‬

                                           ‫زادگان داخل خدمت آنها میشوند‪.‬‬
‫قدیمترین افتخارات خانوادگی‪ ،‬که موضوع اشعار و چکامه های بیشماری‌قرار گرفته‬
‫ولی اکنون مثل شبکلاههای ساده‪ ،‬در غبار گذشته نابود شده است‪ ،‬باین سرزمین تعلق‬
‫دارد‪.‬خوبست بدانید که من از اهالی این منطقه هستم و بخانواده رزو که از معرو ‌فترین‬
‫خانواد‌ههای این ناحیه است تعلق دارم‪ .‬وقتی میگویم معروف‪ ،‬مقصودم آن نیست که‬
‫شهرت خانواد‌همان در سراسر کره ارض پیچیده است‪ ،‬بلکه ما فقط خاندانی هستیم که‬
‫شهرتمان از چهار دیوار ایالتمان تجاوز کرده و در مغرب کشور‪ ،‬اسم و رسم ما بعنوان‬
‫آثار عتیق و گرانبها روی سین ‌یهای قشنگ مسی حک شده است‪ .‬بورژوازی محلی بما‬
‫حسادت میورزد و نجبا بگرمی از ما استقبال میکنند‪ .‬و حتی گاهی اگر توانسته باشند‬
‫یکی از افراد ما را بخدمت خود در بیاورند‪ ،‬از شوهر دادن دختران خود بجوانان ما ابا‬
‫ندارند(راستش را بگویم‪ ،‬بر اثر غرور ملایمی‪ ،‬یادم رفت افعال جمله فوق را بصورت‬

                                                   ‫ماضی استمراری بیاورم!)‬
‫بدون شک شما بر اثر خواندن این چند صفحه‪ ،‬هنوز نمیدانید که کلودرزو جدا علای‬
‫خاندان رزو یکی از افسران طرفدار وانده بوده که برای اولین بار در زمان پیشرفت موقتی‬

                      ‫ارتشهای کاتولیک و سلطنت طلب وارد پوندوسه شده است‪.‬‬
‫(این ارتشها را از آن ببعد در ایالت ما ارتش کانولیک فرانسه میگویند‪ ).‬بعلاوه حتما‬
   50   51   52   53   54   55   56   57   58   59   60