Page 53 - Afie-dar-mosht
P. 53
هروه بازن 51
عالیجناب راهب کلیسا بتواند دائما بر روی آنها رفع خستگی کند.
از طرفی این نیمکتهای راحت ،تنها وسیله آسایش در لابل آنژری است .بجای تلفن
و دستگاههای حرارت مرکزی ،او راد مذهبی در آن کار میکند! سادهترین وسیله ارتباط
یعنی حتی اعلانهای کوچک محلی هم در آن موجود نیست .آب ،درصد متری بنا از
اعماق چاهی مرددانه بیرون میآید و اطراف این چاه را قشری از حلزون پوشانده است.
بجز سالن عمارت ،که صحن آن مستقیما همسطح خاک است ،سایر اطاقها از سنگفرش
مربع شکلی مفروش گردیده است .من در بکار بردن کلمه «سنگفرش» تعمد دارم زیرا
مربعهای مزبور بهیچ وجه با هم ارتباطی ندارند و بدتر از همه آنکه آشپزها مجاز نیستند
جز تا سنگ لوح نو آیان لو گراوآیر جلوتر بیایند .این سنگ که بصورت تخته تراشیده
شده ،بطرز مبهمی زمین هموار را میپوشاند .در لابل آنژری بخاری دیواری وجود ندارد اما
بخاریهای بزرگی هست که با سوخت معمولی میسوزد .بهمه اینها باید رفت و آمد قلیلی را
که از طریق خیابانهای باریک و دهقانی پارک صورت میگیرد افزود ،زیرا این کوره راههای
بین مزارع را بوت ههای درشت کلم ،مسدود کرده و کلم هم غذای محلی لابل آنژری
است زیرا دهقانان آن بتا بیعت از سنت سوله دوها یعنی اربابان قدیمشان ،کلم را غذای
منطق هایخویشمیدانندووقتیاطلاعاتشمادربارهلابلآنژریبدینجارسیدمانندمن
تصدیق خواهید کرد که فقط در تابستان میتوان در آن سکونت نمود ،زیرا تابستان فصلی
است که آب باطلاقهای اطراف جویبار اومه بخار و خشک میشود و اومه بصورت قشر
باریک و سنگواره مانندی در میآید که اغلب پای بچ ههائی که در طلب تخم مرغ موسوم
به افاروات ( )۱هستند در آنها فرو میرود!
مادربزرگم که سالی دوبار درست در روز معینی خانه تکانی میکرد ،باین حقیقت آگاه
بود و هیچوقت فراموش نمیکرد که پیانو ،ماشین خیاطی و دیگ قرمز رنگ مسی خود را
بآنجا بیاورد و خود میدانست که هیچکدام از این اشیاء تالی ندارد :معهذا ما ملزم بودیم
که در تمام مدت سال در منزل (بروی میمش تکیه میکنم) بمانیم و به همان قانع باشیم

