Page 186 - Afie-dar-mosht
P. 186

‫‪ 184‬افعی در مشت‬

‫قدرت عظیم فولکوش‪ ،‬مثل قدرت کشور شوروی در «حلقه دفاعی» امریکا یعنی ما‬
‫محدود گردید ولی حلقه دفاعی ما از اجتماع یکعده دولتهای متزلزل و بی طرف بوجود‬
‫آمده بود و سلیطه که همچنان روش ملایمی داشت در پی فرصت میگشت تا بالاخره‬

                                    ‫پدرمان فرصت مزبور را برایش فراهم آورد‪.‬‬
‫پدر بیچاره ما تصور کرده بود که میتواند آزادانه نفس بکشد‪ .‬ازینرو یک روز بخواهر‬

           ‫خود کنتس بارتولومی که برای اقامت چند روزه پیش ما آمده بود و گفت‪:‬‬
‫‪ -‬ترز! مسلم است‪ ،‬مسلم! اخلاق تند و خشن زنم باعث بروز عوارض متفاوتی در‬
‫جسم او گردیده‪ ،‬بعد از عمل قیافه اش بکلی تغییر کرده و البته ازین ببعد لاغر خواهد‬

                                           ‫شد اما خواهد توانست زندگی کند‪.‬‬
                           ‫و عمه ترز مثل لاتیسیارامولینو آهی کشید و گفت‪:‬‬

                                             ‫‪ -‬خدا کند که سخت نباشد!‬
‫این جریان تا عید پاک طول کشید‪ .‬چند روز قبل عید مزبور‪ ،‬آقای رزو نامه ای از یکی‬
‫از دوستان قدیمش در شانگهای دریافت کرد که بموجب آن دوست مزبور ازو دعوت‬
‫مینمود که پانزده روزی به خانه او برود و مهمانش باشد؛ این دوست‪ ،‬یکی از عمال بزرگ‬
‫متمصراتی بود که مدتی پیش با ثروت مکنت فروان از آن سازمان مراجعت کرد و زنش‬
‫مرده بود وسن زیادی هم داشت‪ .‬اما علاوه بر امتیازات مزبور دارای یک ثروت هنگفت‪،‬‬
‫یک دختر زیبا‪ ،‬یک قصر در ایالت ژر بود و در سراسر کشور اسمش بر سر زبان ها میگشت‬
‫و القاب متفاوتی هم باو اعطا شده بود‪ .‬ولی خواهش میکنم شما او را بنام همان کنت دپولی‬
‫بشناسید و بدانید که مقصودم از ذکر این مقدمه فقط آن بود که بگویم کنت دپولی اخیرا‬
‫با داشتن اینهمه ثروت و شهرت و مکنت بفکر یک کار بزرگ اجتماعی دیگرافتاد بود و‬
‫چون فکر میکرد که ممکن است کاری بهتر از حشره شناسی نباشد‪ ،‬ازینرو گاهی در احوال‬
‫انواع جعل‪ ،‬پیش بالان پس بالان‪ -‬نیم بالان‪ -‬و انواع دیگر حشرات مطالعه میکرد ولی‬
‫گویا لازم بود عادت او بخوردن پسته زمینی هر چه زودتر ترک شود‪ .‬زیرا بقراری که‬
   181   182   183   184   185   186   187   188   189   190   191