Page 184 - Afie-dar-mosht
P. 184

‫‪ 182‬افعی در مشت‬

‫خود کند‪ .‬طفلک هنوز بحفظ رابطه با ما علاقمند بود‪ ،‬اگر چه قرارهایی که قبلا با او‬
                                     ‫گذاشته بودیم دیگر وجود خارجی نداشت‪.‬‬

‫علاوه بر این‪ ،‬ظریف که بما علاقه خاصی نشان میداد و در مدت غیبت مادرم‬
‫بوضع فجیعی قوطی های مربا را در شکم ما خالی کرده بود‪ ،‬دچار وسوسه فولکوش شد‬
‫و رفتارهایش بکلی تغییر کرد‪ .‬ابتدا فولکوش بآن زن کرو گنگ وعده داد که بر میزان‬
‫حقوقش خواهد افزود ولی وی تغییری در رفتار خویش نداد زیرا پول برایش بدرد کاری‬
‫نمیخورد و ازینرو وجود یا عدمش تاثیری در زندگی او نمیبخشید‪ .‬بعد فولکوش چون‬
‫دید که نقشش نگرفته است بتدریج شروع بصحبت از اخراج او و آوردن جانشین برایش‬
‫کرد‪ ،‬اما این زحمت هم بهدر رفت زیرا پدرم شدیدا با این عقیده او مخالفت ورزید و‬
‫اظهار داشت که اگر بچنین کاری دست بزند تمام افراد خاندان رزو بطور دست جمعی‬
‫سرزنشش کرد‪ .‬ننه ظریف که بنا بسابقه قبلی اسمش آلفونسین بود دیگر یکی از لوازم‬
‫عتیق و اجتناب ناپذیر لابل آنژری بشمار میرفت و بعلاوه تهدیدات فوق بهیچوجه درو‬
‫موثر واقع نشد زیرا میدانست که کسی نمیتواند جانشین شود و هر کلفتی که بجای او‬
‫بلابل آنژری بیاید بیش از هشت روز نمیتواند در مقابل رفتار وحشیانه فولکوش دوام‬

                                                                  ‫بیاورد‪.‬‬
‫ولی فولکوش که دیده بود درین جبهه موفق بتحصیل پیروزی نشده است متوجه‬
‫بوگندو شد و امتیازاتی باو داد‪ .‬با آنکه هوش چندانی نداشت‪ ،‬بلافاصله یک بولوز بافتنی‬
‫برایش دست گرفت و یکی دو شلوار فلانل برای بوگندو برید‪ .‬بعد روغن ماهی بدمزه ای‬
‫را که او صبحانه میخورد‪ ،‬برداشت و بجایش شربت یدوتانیک خوشمزه ای گذاشت‪.‬‬
‫بالاخره بعد از آنکه زمینه را برای اجرای نظریات خویش کاملا هموار کرد و حتی در‬
‫تکالیف و وظایف او تخفیفات قابل توجهی داد و اظهار داشت که امیدواراست روزی موفق‬

                                ‫شود وارد مدرسه مرکزی علوم دینی شود‪ ،‬گفت‪:‬‬
‫‪ -‬مارسل باید در کلاس بالاتری تحصیل کند‪ .‬کاملا واضع است که در تحصیل از‬
   179   180   181   182   183   184   185   186   187   188   189