Page 145 - Afie-dar-mosht
P. 145
هروه بازن 143
دینی محل را بعهده داشت ،ترسید و در کار ،دخالتی نکرد .آناناز که در محله «سرخهای»
ترلازه متولد شده بود پساز آنکه بی اعتنایی آقای لیتندار را مشاهده کرده از پا نایستاد و
مستقیما دفتر پاپ را در کلیسا از ماجرا مطلع ساخت .آنوقت هیئت اسقفی استان جلسه
ای تشکیل داد و بقصد خاطمه دادن باین جریان نامطلوب ،مدیر مدرسه علوم دینی
سوله دو را مامور مطالعه در وضع ما ساخت .هنوز از قیافه او را در نظرم مجسم میکنم
که با حالی بهت آمیز خانه مان آمد و دستهایش که گویا بتشنج مختصری دچار شده بود
میلرزید .آقای رزو وقتی او را دید ناراحت شد و گفت -:چرا دفتر کلیسا پاپ در زندگی ما
مداخله میکند؛ زندگی شخصی من که ارتباط با هیئت عالی اسقفها ندارد.
-آقا؛ علت این که وقتی کلیسا یی در کار شما مداخله کرده است آنست که معلمین
اخیرفرزندانشما،اعضایجامعهروحانیتبودهاند،عالیجناباسقفازطرزرفتاراهانت
آمیز شما نسبت معلمینی که از خدمت اخراج میکنید رضایت ندارد .بعلاوه کاملا واضع
است که فرزندان شما ...وای ...مگر...
-میخواهید بگویید که ما نسبت بآنها ظالمانه رفتار میکنیم؛ بسیارخوب آقای کشیش
من شخصا بملاقات عالیجناب اسقف خواهم رفت.
-هیئت عالی اسقفها همچنین بمن ماموریت داده است که بشما اطلاع بدهم در
میزان حقوق معلمین خوتان تجدید نظر کنید؛ رشک از روی پدرم پرید ،تجدید نظر
میزان حقوقی که او و خانمش بمعلمین خود میدادند .خود از امتیازات مذهبیشان بشمار
میرفت .آیا ممکن بود از آن صرفه نظر کرده؛ ابدا ،ابدا ،تمام افتخارات خاندان رزو که
کرزواک ها را معذب میساخت همین بود .بموجب همین امتیاز هم رزوها حق داشتند
مراسم نیاز را ولو در روزهای یکشنبه در خانه خود برگزار کند (حال آنکه کشیش نشین
کرزواک ها دارای چنین امتیازی نبود)
-آقای رزو گفت :من با شمادر این مسئله موافقم که زنم اخلاق بدی دارد .ولی لطف
بفرمایید در این باره از عالیجناب اسقف عذر بخواهید.از ببعد سعی خواهم کرد که قواعد

