Page 71 - Afie-dar-mosht
P. 71

‫مادر! یعنی موجودی که بعضی از نزدیکانمان پرده ابهامی بروی آن میکشیدند‪ ،‬مادر!‬
‫یعنی همانکسیکه پسر عموهایمان‪ ،‬چنانکه گوئی پستانکی را میمکند ازو اسم میبردند‪،‬‬
‫مادر‪ ،‬یعنی کسیکه عمو دفتر دار و عمه ترز در حین صحبت با مادربزرگ‪ ،‬تقریبا چنان‬
‫رفتاری را در پیش میگرفتند‪ ،‬مادر یعنی همان کسیکه مادمو ازل ارنشیتن با صدای‬
‫سنگین و خوفناکش او را «خانم مادرشما» مینامید‌‪ ،‬آخ چه مادری‪ ،‬اسم او دائما به گوش‬

                                                              ‫مام ‌یخورد‪.‬‬
‫_ میگوئی چرا برنامه نمینویسد؟ فردی! تو انصاف را رعایت نمیکنی؛ خانم مادر شما‬

        ‫در ایام نوئل برایتان کاغذ نوشت و بعلاوه کشور چین از اینجا خیلی دور است‪.‬‬
‫خانم مادرما هیچوقت نام ‌های ننوشته بود‪ .‬آنها‪ ،‬یعنی آقا و خانم رزو یک کارت پستی‬

                    ‫معمولی برایمان فرستاده بودند که رویش بانگلیسی نوشته بود‪:‬‬
                                      ‫‪We WisbYoua merry Christmas‬‬

‫این کارت دو امضاء داشت‪ .‬اولی که بخط چب اندر قیچ ‌یای بود‪ ،‬رزو خوانده میشد‪.‬‬
   66   67   68   69   70   71   72   73   74   75   76