Page 65 - Afie-dar-mosht
P. 65

‫پسر عموی دفتر دار‪ ،‬مربیه کلیسا‪ ،‬نوکرهای پیر‪ ،‬لابل آنژری زمستان آنژر‪ ،‬پس گردنی‬
‫مادظربزرگ‪ ،‬عبادتهای طولانی مختلف طی شبانه روز‪ ،‬مهمانان عالیقدر آن نویسنده‬
‫عضو فرهنگستان‪ ،‬کلاه سر بچه مکتب ‌ی هائی که بمجرد نزدیکشدن ما بعلامت احترام از‬
‫سر برداشته میشد‪ ،‬مهمانان کشیش که برای اجرای آخرین مراسم مذهبی‪ ،‬دادن صدقه‬
‫سن پی یر و ادای سهم خود در تبلیغات مذهبی‪ ،‬بکلیسا میآمدند‪ ،‬پیراهن خاکستری‬
‫مادربزرگ‪ ،‬نان مربای گوج ‌های‪ ،‬تصنی ‌فهای بوترل که با پیانوی کهن ‌های نواخته میشد‪،‬‬
‫باران‪ ،‬پرچین‪ ،‬آشیان ‌ههای پرندگان در میان پرچین‪ ،‬جشن خدا‪ ،‬اجرای اولین دعای‬
‫کمونیون بطور انفرادی‪ ،‬اجرای کمونیون باشکوهی در معیت فردی و بکمک کتابی که‬
‫او از پدرمان گرفته بود‪ ،‬و قبل از واین کتاب بپدربزرگمان فردیناند تعلق داشت‪ ،‬و قبل‬
‫از و متعلق بپدربزرگ پدرمان که او هم فردیناند نامیده میشده بود‪ ،‬درختان شاه بلوط‬

                   ‫گلداروو‪ ...‬اینها بود چیزهائی که در کودکی با آها سروکار داشتم‪.‬‬
                                             ‫بعد‪ ،‬مادربزرگمان غفلتا مرد‪.‬‬
   60   61   62   63   64   65   66   67   68   69   70